تبلیغات
اس ام اس عاشقانه|اس ام اس جدید|اس ام اس خنده دار - داستان آموزنده: ای کاش فکر می کردیم...
 
اس ام اس عاشقانه|اس ام اس جدید|اس ام اس خنده دار
بهترین و به روز ترین پیامک های دنیا...
صفحه نخست                 تماس با مدیر                    پست الکترونیک                   RSS                  ATOM
نظرات ()
نوشته شده توسط مصطفی خوری نژاد در تاریخ پنجشنبه 3 اسفند 1391
مردی همسر و سه فرزندش را ترک کرد و در پی روزی خود و خانواده اش راهی سرزمینی دور شد... فرزندانش او را از صمیم قلب دوست داشتند و به او احترام می گذاشتند.
   
مدتی بعد ، پدر نامه ی اولش را به آن ها فرستاد. بچه ها آن را باز نکردند تا آنچه در آن بود بخوانند ، بلکه یکی یکی آن را در دست گرفته و بوسیدند و گفتند : این نامه از طرف عزیزترین کس ماست.

سپس بدون این که پاکت را باز کنند ، آن را در کیسه‌ی مخملی قرار دادند ... هر چند وقت یکبار نامه را از کیسه درآورده و غبار رویش را پاک کرده و دوباره در کیسه می‌گذاشتند... و با هر نامه ای که پدرشان می فرستاد همین کار را می کردند.

سال ها گذشت. پدر بازگشت، ولی به جز یکی از پسرانش کسی باقی نمانده بود، از او پرسید : مادرت کجاست ؟ پسر گفت : سخت بیمار شد و چون پولی برای درمانش نداشتیم، حالش وخیم تر شد و مرد.



 
ادامه را بخوانید....
پدر گفت : چرا ؟ مگر نامه ی اولم را باز نکردید ؟ برایتان در پاکت نامه پول زیادی فرستاده بودم! پسر گفت : نه . پدر پرسید : برادرت کجاست ؟ پسر گفت : بعد از فوت مادر کسی نبود که او را نصیحت کند ، او هم با دوستان ناباب آشنا شد و با آنان رفت .

تعجب کرد و گفت : چرا؟ مگر نامه ای را که در آن از او خواستم از دوستان ناباب دوری گزیند ، نخواندید؟ پسر گفت :نه ... مرد گفت : خواهرت کجاست ؟ پسر گفت : با همان پسری که مدت ها خواستگارش بود ازدواج کرد الآن هم در زندگی با او بدبخت است. پدر با تأثر گفت : او هم نامه‌ی من را نخواند که در آن نوشته بودم این پسر آبرودار و خوش نامی نیست و من با این ازدواج مخالفم ؟ پسر گفت : نه ...
.
.
.
ای کاش فکر می کردیم
.

به حال آن خانواده فکر کردم و این که چگونه از هم پاشید ، سپس چشمم به قرآن روی طاقچه افتاد که در قوطی مخملی زیبایی قرار داشت. وای بر من ...! رفتار من با كلام الله مثل رفتار آن بچه ها با نامه های پدرشان است! من هم قرآن را می‌بندم و در کتابخانه ام می گذارم و آن را نمی خوانم و از آنچه در اوست ، سودی نمی برم، در حالی که تمام آن روش زندگی من است



نوع مطلب : داستانک، 
برچسب ها : داستانک، داستان آموزنده، داستان پند آموز، داستانک های زیبا، داستان قرآن،
لینک های مرتبط :

یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 03:52 ب.ظ
Write more, thats all I have to say. Literally, it seems as though you relied on the video
to make your point. You definitely know what youre talking about, why
waste your intelligence on just posting videos
to your weblog when you could be giving us something informative to read?
شنبه 19 اسفند 1391 07:39 ب.ظ
salam az dastan shoma besyar motshakeram kheili khob bod vali man jor digari abrat gereftam ba tashakor ghazleh
شنبه 5 اسفند 1391 11:54 ق.ظ
kheyli jaleb bud merci
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


دوستان عزیز می توانند پیامک های مورد نظر خود را در موضوعات مختلف به شماره ی موجود در عکس بالا جهت درج در وبلاگ با نام خودشان ارسال نمایند.


مدیر وبلاگ : مصطفی خوری نژاد
موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :